تبلیغات
بانک اس ام اس و سرگرمی - مطالب مهر 1390
 
بانک اس ام اس و سرگرمی
ویدئو های طنز,اس ام اس,جک و لطیفه,مطالب باحال
درباره وبلاگ


سلام.هدف از ساخت این وبلاگ سرگرمی شما بوده و برای بهتر شدن این وبلاگ خواهشمندیم نظرات,پیشنهادات و انتقادات خود را برای ما ارسال کنید.

مدیر وبلاگ : سامان
نویسندگان
بازدید کننده ی گرامی به وبلاگ بانک اس ام اس و سرگرمی خوش آمدید امیدواریم که نظر شما را جلب کرده باشیم در جهت بهتر شدن این وبلاگ می توانید اس ام اس های خود را همراه با نام خود و یا نام وبلاگتان در این بخش بنویسید تا ما آن را هم در نسخه ی موبایل و هم در این وبلاگ درج کنیم.

* نسخه ی موبایل بانک اس ام اس

بالاخره نسخه ی موبایل بانک اس ام اس با فرمت جاوا ساخته شد امیدواریم که این نرم افزار نیز همانند سایت مورد توجه شما قرار گیرد
.
تصویر
برای دانلود بر روی لینک زیر کلیک کنید.
دانلود
حجم 200 کیلوبایت




نوع مطلب : شعر های طنز، اس ام اس فلسفی، ویدئو های دیدنی، جک و لطیفه ها، اس ام اس با مزه، 
برچسب ها :
جمعه 22 مهر 1390
از دست زمانه تیر باید بخوری
دائم غم ناگزیر باید بخوری
صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست
بچه!تو هنوز شیر باید بخوری!

به سلامتی سندباد که کل دنیا رو با شلوار کردی دور زد!

پر کاربردترین دروغ،پشت تلفن: اونم سلام میرسونه

 موبایلش رو ویبره بوده میبره پیش موبایل فروش میگه موبایلم خرابه
میپرسه اشکالش چیه؟
میگه: هرچی زور میزنه نمیتونه زنگ بزنه.





نوع مطلب : جک و لطیفه ها، 
برچسب ها :
صبح پاشدم به زور، دارم لباس میپوشم، بابام میگه کلاس داری؟! میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ نگران لباسم شدم پاشدم ببینم هنوز اندازمه یا نه
============================

به داداشم میگم برو عصای آقاجون رو بیار؛
میگه آقاجون میخواد بره مگه؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ؛ میخواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه !

============================

سر امتحان برگه تقلبم و در آوردم دارم مینویسم
مراقبه دیده میگه تقلبه؟؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ دعای ابوحمزه ثمالیه

============================

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم،
مربیه میگه: بچه رو میبریدش؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ همینجا میخورمش

============================

کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش.
داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.

============================

به دوستم میگم یه ذره حجابتو درست کن ... میگیرن !
میگه کی ؟ پلیس ؟
پَـــ نَ پَــــ دست اندرکاران شبکه فشن تی وی

============================

سر کلاس دستمو بلند کردم استاد میگه سوال داری ؟
پَــ نَ پَـــ " های هیتلر"

============================

رفتم به همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟
می گه می خوای غذا درست کنی؟
پَـــ نَ پَـــ می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره

============================

تی شرت « دی اند جی » پوشیدم ...داداشم میگه « دولچه ، گابانا » ست؟ میگم
پَـــ نَ پَـــ « داوود و غفوره »

============================

داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم
اومده میگه جدی حال میده؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم






نوع مطلب : جک و لطیفه ها، 
برچسب ها :
جمعه 22 مهر 1390

سحرگاهان به قصد روزه داری

 شدم بیدار از خواب و خماری
برایم سفره ای الوان گشودند

 به آن هر لحظه چیزی را فزودند
برنج و مرغ و سوپ وآش رشته

 سُس و استیک با نان برشته
خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم

 کمی از این کمی از آن چشیدم
پس از آن ماست را کردم سرازیر

درون معده ام با اندکی سیر
وختم حمله ام با یک دو آروغ

 بشد اعلام بعداز خوردن دوغ
سپس یک چای دبش قند پهلو

 به من دادند با یک دانه لیمو
خلاصه روزه را آغاز کردم

 برای اهل خانه ناز کردم
برای اینکه یابم صبر و طاقت

 نمود م صبح تا شب استراحت
دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا

 کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا
به افطاری برایم شد فراهم

 زدم تو رگ کمی از زولبیا هم
وسی روزی به این منوال طی شد

 نفهمیدم که کی آمد و کی شد
به زحمت صبح خود را شام کردم

 به خود سازی ولی اقدام کردم
به شعبان من به وزن شصت بودم

 به ماه روزه ده کیلو فزودم
اگرچه رد شدم در این عبادت

 به خود سازی ولیکن کردم عادت
خدایا ای خدای مهر و ناهید

 بده توش و توانی را به« جاوید»
که گیرد سالیان سال روزه

 اگرچه او شود از دم رفوزه





نوع مطلب : شعر های طنز، 
برچسب ها :

شوخی با
حافظ 

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس

دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس

گفتم سلام حافظ گفتا علیک جانم

گفتم کجا روی تو؟گفت والله خود ندانم

گفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالی

گفتم چه گونه ای تو گفتا در بند بیخیالی

گفتم که تازه تازه شعروغزل چه داری

گفتا که میسرایم شعر سپیدباری

گفتم زدولت عشق ؟گفتا که کودتا شد

گفتم رقیب پس چی؟گفتا که کله پا شد

گفتم کجاست لیلی؟مشغول دلربایی؟

گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی

گفتم بگو زخالش؟آن خال آتش افروز

گفتا عمل نموده دیروز یا پریروز

گفتم بگو زمویش گفتا که مش نموده

گفتم بگو زیارش گفتا ولش نموده

گفتم چرا؟چگونه؟عاقل شدست مجنون؟

گفتا شدید گشته معتاد گرد افیون

گفتم کجاست جمشید؟جام جهان نمایش؟

گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایش

گفتم بگو زساقی حالا شدست چه کاره؟

گفتا شدست منشی در دفتر اداره

گفتم بگو ز زاهد آن راهنمای منزل

گفتا به من که بردار دستت را از سر دل

گفتم زساربان گو با کاروان غمها

گفتا آژانس دارد با تور دور دنیا

گفتم بگو زمحمل یا از کجاوه یادی

گفتا پژو دوو بنز یا گلف نوک مدادی

گفتم که قاصدک کو؟آن باد صبح شرقی ؟

گفتا که جای خود را دادست به فکس برقی

گفتم بیا زهدهد جوییم راه چاره

گفتا به جای هدهد دیش است و ماهواره

گفتم سلام مارا باد صبا کجا برد؟

گفتا به پست داده آورد یا نیاورد؟

گفتم بگو زمشک آهوی دشت زنگی

گفتا که ادکلن شد درشیشه های رنگی

گفتم سراغ داری میخانه ای حسابی

گفتا آنچه بودست گشته چلو کبابی

گفتم شراب نابی تو دست و پا نداری؟

گفتا به جایش دارم وافور با نگاری

گفتم بلند بوده موی تو آن زمانها

گفتا که حبس بودم از ته زدند آن را

گفتم شما وزندان؟حافظ مارو گرفتی؟

گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی...!





نوع مطلب : شعر های طنز، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه